واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
386
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
كشيده شده بوده . بقاياى حصار تاكنون نيز به صورت خاكريزى باقى و محفوظ مانده و بوميان آن را هم - مانند خاكريز بخارا - به نام « كمپير - دوال » ( ديوار پيرهزن ) مىخوانند « 1 » . عجالتا ، فقط بخش غربى اين ديوار به طول 35 ورست از كرانههاى پرشيب اريق بسّو تا قريهء جلدامه مورد بازديد قرار گرفته . بوميان حتى مىگفتند كه « ديوار به كرانهء چپ سيردريا كشيده شده و از صحراى گرسنه گذشته به شهر جيزك مىرسد » ولى در صحت اين گفتهها نتوانستيم تحقيق كنيم و معلوم نيست كه آيا از بقاياى بخش شرقى ديوار چيزى باقى مانده يا نه . بىشك خندقى كه ابن حوقل ذكر كرده همان بستر « پرشيب و عميق » اريق [ جوى - نهر ] بسّو مىباشد . آنسوى بستر نهر « صحراى پر تپه و ناهموارى آغاز مىگردد كه دو شاخهء رود قالس از آن مىگذرند » . به احتمال قوى بهرغم اختلافى كه در تحرير وجود دارد ، كلمهء عربى قلاس كه نام صحراست با نام رود يكى است . از سخنان جغرافيون مسلمان پيداست كه حصار تا به كرانهء چرچيك نزديك شهر جبغوكث « 2 » مىرسيده ( كه به معنى « شهر جبغو » است . جبغو يا يبغو لقب مشهور تركى است ) . در دو فرسخى بالادست بنكث . در اين مكان زمانى نيروهاى نظامى ناحيهء مزبور متمركز بوده است . محتملا موضع جبغوكث با قلعهء سابق نيازبك مطابقت داشته .
--> ( 1 ) - اسميرنوف ، « آثار باستانى در پيرامون شهر تاشكند » ، ص 133 - 132 . ( 2 ) - به گفتهء قدامه ( 204 ) از بنكث تا « لشكرگاه اينسوى حصار » دو فرسخ مسافت بوده ؛ در نسخهء خطى تومانسكى ( حدود العالم ، ورق b 24 ) نوشته كه : « جبغوكث شهركى خرمست و لشكرگاه چاچ ( شاش ) بودى اندر قديم » ؛ به گفتهء استخرى ( 345 ) از بنكث تا جبغوكث كه بر ساحل چرچيك [ پرك ] قرار داشته ، دو فرسخ راه بوده .